
کیه که آخر دیوونگیه واسه چشمات
کیه که جز من می میره واسه لحن خنده هات
کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمی ره
کی پا به پات میاد وقتی که بارون میگیره
کیه که وقتی تشنته تو ابرا بلوا میکنه
اگه یه جرعه آب بخوای کویر و دریا می کنه
اون منم...
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم
هنوزم خیس میشه چشمام
وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
کاشکی برگرده دوباره


زندگــــــــــــــــي رودوست دارم، 
اما ميدونـــــــــي ..راستشو بخواي ..


. طلـــــــــوع رو توي نگاه چشماي قشنگت.
..
و زنــــــــــــــدگي رو در کنارت ميخوام ...

دوســـــت دارم يه شب تا صبح بشينم 
و فــــــــــــقط چشماتو نگا کنم

تا باوركنم چگونه ديدن و
نه سال نویی است برای جشن گرفتن
و نه قلبی شکلاتی برای هدیه دادن ![]()
نه اول بهار و نه ترانه ای برای خواندن![]()
در واقع تنها روز عادی دیگری است![]()
فقط نوشتم که بگویم دوستت دارم ![]()
فقط نوشتم که بگویم چه قدر برایم اهمیت داری![]()
فقط نوشتم که بگویم دوستت دارم ![]()
و این را از ته قلب می گویم
فاصله که افتاد.....
حرفهامان گم شدند.....
نگاهم که نکردی.....
از چشمت افتادم......
مال من بودی .....
دست روزگار جاماندي












دلتنگي هايم را تنهايي در آغوش مي گيرم
تا
از ياد برم شايد نبودنت را

گفت: ازمن زيباتراست
از آفتاب پرسيدم محبت چیست؟؟
گفت: ازمن سوزانتراست
ازشمع پرسيدم محبت چيست؟؟
گفت: ازمن عاشقتراست
ازخوده محبت پرسيدم محبت چیست ؟؟
گفت: تنهايک نگاه است
به خدا دوستت درام
منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده، دل بريده ام!
كه عزيز باراني ام را،
در جاده اي جا گذاشتم!
يا در آسمان، به ستاره ي ديگري سلام كردم!
توقعي از تو ندارم!
اگر دوست نداري، در همان دامنه ي دور دريا بمان!
هر جور تو راحتي! باران زدهي من!
همين سوسوي تو، از آن سوي پردهي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست!
من كه اين جا كاري نمي كنم!
فقط گهگاه
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم!
همين!، اين كار هم كه نور نمي خواهد!
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي آيد!
صداي باران را مي شنوي ؟
عشق یعنی ماندن ![]()
عشق یعنی باختن![]()
عشق یعنی سوختن ![]()
عشق یعنی ساختن ![]()
عشق یعنی با تو بودن ، بی تو مردن ![]()
عشق یعنی جرات گفتن ![]()
عشق یعنی بی هیچ تردیدی دل سپردن ![]()
عشق یعنی بی هیچ شرمی اشک ریختن ![]()
عشق یعنی تا بی نهایت ایستادن ![]()
عشق یعنی موج بر ساحل نشسته![]()
عشق یعنی ماسه های بر آب رفته![]()
عشق یعنی صدفهای از هم گسسته
عشق یعنی مروارید های در گل فرو رفته ![]()
عشق یعنی دست های از هم دور ![]()
عشق یعنی چشمهای از گریه بی فروغ ![]()
عشق یعنی قلبهای از تپش ایستاده ![]()
عشق یعنی من بی تو ، تو بی من![]()
عشق یعنی فرداهای جدا از هم ![]()
عشق یعنی تنهایی در گذر ثانیه ها ![]()
لحظه ها![]()
روز ها![]()
هفته ها ![]()
ماهها![]()
سالها ...![]()


اشكهايم را به تو هديه مي كنم به تو كه با تمام وجود دوستت دارم

خواستم عاشق شوم گفتند:گناه است.
خواستم گریه کنم گفتند:کودکانه است.
خواستم خنده کنم گفتند:دیوانه است.
خواستم حرف بزنم گفتند:دروغگو است.
حال که هیچ نمیگویم،میگویند:عاشق است
تو میگفتی زمانی دور یا نزديك ؛ فريب زندگي ما را ، مرا از
تو ... ترا از من جدا سازد و من باور نمي كردم. تو میگفتی
زمان صد چهره افسرده هم دارد ، جهان تنها گرماي
محبت نيست و من باور نمي كردم. تو میگفتی و من
در گوش تو افسانه می خواندم
و افسوس اكنون هر يك جدا از هم ، راهي در پيش رو داريم.
ومن تنها تنها بارها از خويش مي پرسم :
چــه خـــواهـــي كــــــــــــــــرد؟؟؟
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل توای عاشقترین من يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
عشق
احساس سوختن به تماشا نمی شود

آهای تو که با هر نگات دنيا رو آتيش ميزنی
اگه توی دنيا تکی تموم دنيای منی
تو که تو هفتا آسمون قشنگترين ستاره ای
واسه دل خسته من يه فرصت دوباره ای
آهای تو که موج صدات زنگ صدای قلبمه
بغض نگاهت به خدا قلبمو آتيش ميزنه
نبينمت يه وقت بشی اسير دست سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
یه دلم میگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بی تو چه کنم
پیش عشق ای زیبا زیبا
خیلی کوچیکه دنیا دنیا
با یاد توام هرجا هرجا
ترکت نکنم
سلطان قلبم تو هستی تو هستی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری به قلبم تو بستی
با من پیوستی
اکنون اگر از تو دورم به هر جا
بر یار دیگر نبندم دلم را
سرشارم از آرزو و تمنا ای یار زیبا

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را ، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است ، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی
ظرف امروز ، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با ، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک ،
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ماهی ، در تنگ
زندگی ، ترجمه روشن خاک است ، در آیینه عشق
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست
زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست
زندگی ، شاید شعر پدرم بود که خواند
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره رادریابیم
این برای توست : (عزیز به یاد ماندنی!)
اگر توانسته باشم در قلب یک انسان پنجره ی جدیدی را به سوی او باز کرده باشم,
زندگانی من پوچ نبوده است.
زندگانی تنها چیزیست که اهمیت دارد,نه شادمانی نه رنج نه غم.
تنفر همانقدر خوب است که عشق_و دشمن همانقدر خوب است که دوست.
برای خودت زندگی کن_زندگانی را به ان سان که خود می خواهی زندگی کن.
و از این رهگذر است که تو وفادارترین دوست انسان خواهی بود.
:.جبران خلیل جبران.:


