تبليغاتX
سلام من هانام.از گرگان.از اينكه به وبلاگ من سر زدين ممنوون.بازم سر بزنين.دوستتون دارم.

FREES.COO.IR هانا دختري در مزرعه

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 17:35 توسط هانا |


+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 15:19 توسط هانا |


کودکیمان را یادت هست؟
شب هایی که گم شده بودند در شوق روزها و دلهایی که پرپر میزد برای فریاد گنجشک ها
یادت هست دو بادبادکی را که در هم پیچیده بودند
من فکر میکردم دعوایشان شده و تو گفتی :آنها عاشقند باید با هم باشند
و بعد رقصیدن برگها را دیدیم نارنجی،قرمز،زرد
که با هم عشق بازی می کردند
درخت هایی که خوابیدند و گنجشکک هایی که پریدند
و سپس هیچ کس نبود...
زمستان که شد نه تو بودی نه من
من گم شده ی شب بودم و تو روز را گم کرده بودی
من پریشان تو بودم و تو دل را بازیچه می خواستی
دلی که یخ میزد در دستان سردت
یادت هست برایت آشفته غریبانه گفتم:
همیشه با من باش
چه زود روزها رفت ....
 
و حالا برایت می نویسم
از آنچه دیدم و ندیدی
از آنچه داشتم و نخواستی
از آنکه بودم و تو نبودی
و حالا که رنگ نگاهت از یادم رفت
...
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 15:3 توسط هانا |


زندگي را دوست دارم
                 نه  در  قفس
عشق را دوست دارم
                نه براي هوس
تو  را  دوست  دارم
                 تا آخرين نفس
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 14:59 توسط هانا |


در رویای تماشایی همخانه تنهایی
در زیباکده دلها عشق همه دلهایی
تصویر هزار مرهم در آئینه ماتم
شرم آور غمخانه لبخند تو در سینه
تا با قفس دنیا دوری تو به یک تصویر
زندان تو آزادیست در واﮋه بی تزویر
ای زاده عشق یاس عطر تن تو هرجاست
صبح کن شب فانوسی روزها چو شب یلداست
تهدید شب فانوس هجرت هر تاریکی در خاطره امروز
شور شب بارانی از چه تو گریزانی در شعر ما می مانی
تعبیر هزار عشقی از خواب بد نفرت
برکت به هزار خوانی در بحرانی هر نعمت
تفسیر همه دنیا گل واﮋه هر رویا
در وادی بینایی همسایه زیبایی
از چه تو نمی تابی در سایه مهتابی
تشویش سحر با ماست در ظلمت بیتابی
برگستره شبها شمس و قمر دلها
نور از تو نمایان شد در پهنه هر دنیا
هم کیش همه آیات سرمایه فرداها
نرگس ز حیاتش خوش مستت همه نرگسها
ای زاده عشق یاس سوگند به همه احساس
صبح کن شب فانوسی روزها چو شب یلداست
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 14:26 توسط هانا |