تبليغاتX
سلام من هانام.از گرگان.از اينكه به وبلاگ من سر زدين ممنوون.بازم سر بزنين.دوستتون دارم.

FREES.COO.IR هانا دختري در مزرعه

چقدر لباس سیاه به تو مییاد.

                         اگه میدونستم زود تر میمیردم

+ نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 17:31 توسط هانا |


پسره به دختر گفت:دوسم داری؟اشک از چشمای دختره جاری شد .می خواست

بره، ولی پسره دستشو گرفت و اشکاشو پاک کرد و گفت:اگر دوسم نداری ،

اشکالی نداره ،مهم اینه که من خیلی دوست دارم.

دختره سرشو پایین  انداخت و گفت:می دونی چیه؟

من دوستت ندارم..... من عاشقت شدم.

پسره دستای دختررو رها کرد و باقیافه ای غمگین از دختره جدا شد.

دختره فریاد زد:مگه دوسم نداری؟چرا داری می ری؟

پسره جواب داد:چون دوست دارم، می خوام تنهات بذارم....        

+ نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 13:55 توسط هانا |


گریه نکن ، ما همه مون مثل همیم

صبح ها که از خواب پا می شیم

نقاب به صورت می زنیم

کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورت های ماست

گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداست

کاشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشیم و بس

تنها برای یک نگاه حتی برای یک نفس

 

+ نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 13:30 توسط هانا |