تبليغاتX
سلام من هانام.از گرگان.از اينكه به وبلاگ من سر زدين ممنوون.بازم سر بزنين.دوستتون دارم.

FREES.COO.IR هانا دختري در مزرعه

در تاریخ۱/۱/۱خدای حق تعالی ابداع بشزیت را آغاز نمود:

خدا:این موجود که بنا نهادیم را پسر بنام و بر همه ی آفریده های من واجب گردان که بر او سجده کنند.

جبریئل:ای بزرگواد این کار ممکن نیست زیرا او نه از لحاظ تفکر کامل است نه از لحاظ جسم حتی موجود بی جانت حاضر به سجده بر او نیستند.

خدا:پس بر اندام گل جان بدم و به امر من بر او قدرت بالای تفکر عطا کن و او را دختر بنام.

جبرئیل:حالا همه ی موجودات موظف اند که بر و سجده کنند زیرا از همه ی

آفریدههایت برتر است.

+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 8:45 توسط هانا |


اگر يه سيب خوشگل قرمز رو گاز زدي و يک کرم درسته ديدي، اصلاً ناراحت نباش! وقتي غمگين باش که يک کرم نصفه ببيني
+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 8:34 توسط هانا |


هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي
+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 8:32 توسط هانا |


 زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم
+ نوشته شده در جمعه 9 آذر1386ساعت 22:35 توسط هانا |